چهره ام هرگز پريشاني نداشت
كاش مي شد دفتر تقدير عشق
حرفي از يك روز باراني نداشت
كاش مي شد راه سخت عشق را
بي خطر پيمود و قرباني نداشت
چند وقتیه حرفی نزدم وفقط شعر براتون گذاشم
امیدوارم لذت برده باشید ولی یه خواهش یه کوچلو هم نظر بدید![]()
منو تنها بذاری
می دونم چشات می گن
دیگه طاقت نداری
می دونم خسته شدی
مرغ پر بسته شدی
دیگه تو بال و پری
واسه پرواز نداری
رفتن و پر زدنت
آخه اگه با تو بود
من بودم همسفرت

توی تقدیر منه
گریه های بی صدا
سهم فردای منه

همه ی جدایی ها
همه ی غم های دنیا
همه ی تنهایی ها

مث بارون می بارن
آخه تو که نباشی
دیگه مانع ندارن
رفتی و تنهام گذاشتی
توی قلبم پا گذاشتی
تو که گفتی من می مونم
چرا رفتی و نموندی
حالا که تنهای تنهام
واسه دله خودم می نویسم
می نویسم تو کجایی
کی میایی کی میایی
تو که رفتی من اینجا تنهام
دیگه طاقتی ندارم
دیگه سخته بی تو موندن
بی تو هیچ معنای نداره
........ ![]()
آروم آروم دارم از یادت میرم
عشق من.کاری کن دارم از دست میرم
من هنوز حاضرم واسه تو بمیرم
آخه به عشقت اسیرم
کاش میشد یه دفعه.فقط یه دفعه
بگی دوستم داری
ازت چی کم میشه
سرت رو شونم حس کنم یه دفعه
فقط یه دفعه
یه دفع مثل یک گل رفتی تو دست خزون
سیل و بارون و تگرگ میومد از اسمون
بردمت تو گل خونه که نریز رو سرت
که یوقت خیس نشه یخ کنه بال و پرت
نشکنه زیر تگرگ نریزه از توی برگ
........ ![]()
یه دفع مثل یه شمع داشتی خاموش می شدی
اگه پروانه نبود تو فراموش می شدی
اره پروانه شدم که پرام سوخته شه
تا اتیش دل تو به دلم دوخته شه
که بسوزه پر و بالم
که راحت بشه خیالم
دارم از تو می نویسم
تو که غم داره نگات
اگه دوست داشتی بگو تا باز بگم برات
اینقده میگم تا خسته شم
با عشق تو شکسته شم
من وتو با هميم اما دلامون خيلي دوره
هميشه بين ما ديوار صد رنگ غروره
نداريم هيچ کدوم حرفي که بازم تازه باشه
چراغ خنده هامون خيلي وقته سوت و کوره
من وتو،من وتو ،من وتو
هم صداي بي صداييم با هم و از هم جداييم
خسته از اين قصه ها ييم هم صداي بي صداييم
نشستيم خيلي شب ها قصه گفتيم از قديما
يه عمره وعده ها رو داديم و حرف ها رو گفتيم
ديگه هيچي نمي مونه براي گفتن ما
گلاي سرخمون پوسيده موندن توي باغچه
ديگه افتاده از پا ساعت پير رو طاقچه
گلاي قالي رنگ زرد پاييزي گرفتن
اونام خسته شدن از حرف هر روز تو و من

تاریک ـ روشن

می کشم روی تمام لحظه هایم ناگهانی
با قلم موی غزل، چشم تو را رنگین کمانی
طرح گیسوی پریشان تو را تاریک ـ روشن
می کشم عاشق تر از پروانه روی شمعدانی
یک نسیم ناگهان نقاشی ام را با خودش برد
سر در آوردم از اینجا:« تپه های آسمانی »
ناگهان چشمت مرا دیباچه ی عشق ازل شد
برق زد کوه دلم بی وقفه در آتش فشانی
ای پریزاد دوبیتی های صحراگرد فایز!
کو جنون نی لبک ها با گلویی شروه خوانی؟
دل به توفان می سپارم، هرچه باداباد امشب
هرکه می خواهد بگوید: سر به صحرا زد فلانی
باغ بی برگی ست ذهن دفترم، کی روبرویم
می نشینی تازه مثل فرصت سبز جوانی
می کنم وقف نگاهت، آخرین برگ غزل را
تا کمی شرح جنون شعله زادم را بخوانی
پشت سرم گریه نکن
مسافرم .مسافرم
اشکاتو هی حدر نده
باید برم. بایدبرم
جلوی راهمو نگیر
نزارمنم گریه کنم
صلاحمون اینه عزیز
باید برم سفرکنم
طاقت اشکاتوندارم
تو رو خدا نزار ببارم
خدانخواست قسمت اینه
که من تو رو تنها بزارم

امروز خیلی خوبم شما چطورید؟
بازم می خوام شعر بنویسم امیدوارم خوشتون بیادهمراه با چند تا عکس خوشگل از دختران کره ای تو ادامه مطلب
یه کوچلو نظر بدیداگه می خواید بازم بزارم باید نظر بدید

دیوار
سر کویت به دیواری نوشتم
من آن زیبای دیروزم که زشتم
تو هم فردا همین را می نویسی
به دیواری که من در خاک و خشتم
ادامه مطلب

امروز فقط چندتا شعر
![]()
![]()
عشق يعني سرگذشتِ سركشان پَر كشيدن از زمين تا كهكشان
عشق يعني جانسپاري پايِ دوست پا نهـادن جـايِ پا و جايِ دوست
عشق يعني قصّه ي دلهايِ تنگ قصّـه ي ناگُفتني هايِ قشنگ
عشق يعني يادِ آن چشمانِ مست يـادِ مي ، يـادِ لبانِ مي پـرست
عشق يعني حالتِ ديـوانه ها گُم شدن در غُربتِ ميخانه ها
عشق يعني حال و احوالي دگر قصّـه ي پـا و پَـر و بالي دگـر
عشق يعني زندگي در كامِ مرگ زندگي در ساغر و در جامِ مرگ
امروز حالم خیلی بده اخه امتحان زیست داشتم ۶روزه پشت سر هم درس می خونم خیلی هم سخته رشته ام تجربی وخیلی دوسش دارم تا اخرش هم ادامه میدم امروز از دستش راحت شدم اما۳امتحان دیگه مونده ولی تا شنبه آینده تموم میشن راستی بازی های فوتبال جام ملتهای اروپا شروع شده من طرفدار فرانسه هستم هر چند ایتالیا رو هم دوست دارم ولی دلم می خواد فرانسه قهرمان بشه خوب یه شعر جالب دارم امیدوارم خوشتون بیاد
دیوار
سر کویت به دیواری نوشتم
من آن زیبای دیروزم که زشتم
تو هم فردا همین را می نویسی
به دیواری که من در خاک و خشتم
به تو و عشق تو ايمان دارم
من اگر پشت خودم پنهانم
من اگر خسته ترين انسانم
به وفاي همه بي ايمانم
دل گريان، لب خندان دارم
به تو و عشق تو ايمان دارم


